میرحسین عزیز میدانیم که از روی نجابت پیامی برای خواهرزاده ات نمیدهی. ولی از جانب ما به خواهر داغدارت و به تمام مادران داغ دیده بگو که ما همه فرزندانشان هستیم. بگو خون آزاد مردان و شیردلانی که امروز شهید شده و آنان که پیش ازین رفتند بیهوده به زمین ریخته نشد. بگو که خون این ابر انسانهای پاک بوده است که طی قرون و دوران درخت آزادی و آزادگی را در این سرزمین آبیاری کرده است. بگو که ما هم امروز همه اشک ریختیم. بگو اجازه نمی دهیم خونشان پایمال گردد، بگو اگر آنها رفتند ما هستیم و بیدار و بیشمار. به آنها که رفتند بگو آسوده بخوابند و بگوکه ما به آنها رشک می ورزیم که چند گاهی زودتر از ما پر کشیدند و به آزادی رسیدند و یا به قول خیام دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند. بگو که بامداد پیروزی نزدیک است، بگو که دور نیست آن روز که بر ستیز قله های زمان بایستیم و سرود فتح سر دهیم. بگو دور نیست که دیو پلید استبداد را در زندان دماوند مان برای همیشه دربند کنیم. بگو که از هر قطره خونشان چون خون پاک سیاوش درختی آزادگی دیگری سر زده است. بگو دور نیست که این جنگل سبز تمامی پهنه ایران زمین را بپوشاند. بگو که ما همه یک رویا داریم، پارس، آذری، کرد، بلوچ، لر، عرب و گیلک و ترکمن و . . . رویای جمهوری ایرانی، ایرانی سبز، آزاد و آباد که تمام اقوام و مردم در آن اعضای یک پیکرند. بگو ملتی که در پیشینه دینی خود افتخار پیروی از حسین و در شناسه تاریخی و اساطیری خود افتخار بودن از پشت فریدون ها و کاوه ها را دارد، جایی برای جولان یزیدان و ضحاکان زمانه نخواهد گزارد. بگو ما از همیشه متحد تر و امیدوار تر و بیدارتریم و بگو که ما بیشماریم.
Monday, December 28, 2009
میرحسین عزیز، به خواهرت و به مادران داغ دیده بگو که ما همه فرزندانشان هستیم
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment